آدم‌های شکسته 

به خیلی از ماها یاد دادن قسم بخوریم که همیشه راست خواهیم بود بعد مجبورمون کردن یه بار دروغ باشیم. بعد بهمون یاد دادن کسی که یه بار دروغ بود شکسته و دیگه کاریش نمی شه کرد پس بهتره قایمش کنی و با ترس برملا شدنش درسته بمونی. بعدش دیگه لازم نبوده بگن که این کارو می تونین ادامه بدین، حالت طبیعی همین به نظر می رسیده. 
آدم های شکسته ای که قیافه ی سالم به خودشون می گیرن نه خانواده سالم، نه شهر سالم، نه کشور سالم نمی تونن بسازن، همه جای ساخته هاشون شکست هست.

باید اعتراف کرد پیش خودمون، باید نترسید از واقعیت، باید واقعی درست بود و بعد بدون ترس چیزی واقعی درست کرد.

سال نو

883596_10152628498920231_345737653_o

سبزه ای مانده از آن جنگل سبز

می سپارم به تو این سبزی را
می گویند،
می شکافی، می کاری و می رویانی.
گر که خاک وطنم رفت به باد،
سینه ی من بشکاف
دانه ی عشق بکار
و برویان چمنی
که در آن کودک نوپای امید
مطمئن، محکم و آرام قدم بردارد.

پیشاپیش سال همه ی دوستان خوب، اساتید و فامیل، نو و اگر نو شد مبارک.
صالح

من و طراحی صنعتی

طراحی صنعتی از سالهای نوجوانی عشق من بود و اول مثل خیلی از پسرهای دیگه با عشق به طراحی خودرو شروع شد ولی در سال 80 با خوندن مصاحبه‌ای با سهراب وثوق مدیر زیبا دیزاین توی مجله‌ای فکر کنم به نام “نوآوری” تازه فهمیدم طراحی صنعتی چی هست و بعدش شروع کردم به مطالعه و جستجو البته همچنان به طراحی خودرو علاقمند بودم.
توی Cardesignnews عضو شدم و کارهامو گذاشتم، چندتا سؤال و جواب خوب هم با اینترنت ذغالی اونروزها از چندتا طراح خوب کردم. Humberto Ortiz فکر کنم که طراح GM بود دو بار جواب سؤالاتم رو داد وحتی یک کار دستی خودش رو برام فرستاد که توضیح بده چطور باید واقعی تر کار کنم.
بالاخره تصمیم گرفتم سال 81 در سن 18 سالگی و در نمایشگاه خودرو، یکسری از کارهام رو به صورت مجموعه دربیارم، پرینت کنم و با پررویی روش بنویسم “آماده برای همکاری در طراحی خودرو” و برم دنبال کار طراحی خودرو بگردم. همه‌ی شرکت‌هایی که فکر می‌کردم احتمال داره مرکز طراحی داشته باشن رو گشتم. توی ایران خودرو، ایران خودرو دیزل، سایپا و کیش خودرو تونستم با چند نفر صحبت کنم و البته با احمد کلهر مدیر سایت Carx1 که اون زمان تازه شروع به کار کرده بود هم صحبت کردم. (اسکن زیر هاشورها و ضربدرهای احمد کلهر رو داره 🙂 )
از بین کسانی که ملاقات کردم آقای علیرضا محمدزاده و احمد کلهر بهم پیشنهاداتی برای بهبود کار دادن و بقیه گفتن این کارها خط خطی هست و با اینکه احتمال داره استعدادی داشته باشم ولی کلاً کارها به درد نمی‌خوره. این شد که بعد از قبولی در دانشگاه در رشته‌ی مهندسی ماشین آلات کشاورزی، مدتی این کار رو کنار گذاشتم و به طراحی‌ ماشین‌های کشاورزی علاقمند شدم. یک طرح خوب هم توی اون زمینه داشتم که البته در پورتفولیوی ناقص اون زمانم نتونست جایگاهی در دانشگاه Alberta برام به ارمغان بیاره.1st1 1st2

(الان که فکر می‌کنم واقعاً اون زمان که پا توی دانشگاه نذاشته بودم خیلی عملگراتر بودم و انگیزه داشتم. دانشگاه خیلی زندگیم رو خراب کرد و پیشرفتم رو به تعویق انداخت. )
بین سالهای 81 تا 89 همیشه ارتباطم رو با دوستان طراحی صنعتی دورادور حفظ کردم و توی چندتا کار سعی کردم کمک کنم. توی سایت “طراحی صنعتی ایرانی” هم از سال اول تأسیسش و یک سال بعد در “گزارشگر طراحی صنعتی” عضو شدم.
خلاصه بعد از 4 سال تحصیل کارشناسی و 4 سال کار در زمینه‌ی نفت و گاز اول در پتروشیمی اصفهان به عنوان کارشناس نصب تجهیزات و بعدش روی پروژه‌ی فاز 12 پارس جنوبی به عنوان کارشناس بخش Piping تونستم انقدر پول دربیارم تا کلاس عملی طراحی صنعتی اسم بنویسم. البته قبلش ویدئوهایی که آقای برخورداری توی C1 و گروه Vira ایجاد کرده بودن رو دیدم و 2 جلسه هم پیش آقای علیرضا محمدزاده رفتم ولی خوب هنوز طراحی صنعتی نبود.
بعد از سالها در سال 89 وقتی کلی دردسر هم توی مملکت و خانواده بود تونستم با رتبه ی 16 در دوره ی روزانه ی دانشگاه صنعتی امیرکبیر قبول بشم.
2 سال وقت گذاشتم و همش رو به “طراحی خدمات” اختصاص دادم. یک مقاله، یک ارائه و یک رویداد در این زمینه حاصل سال اول بود.
و سال دوم بیشتر با دوستان دانشگاه‌های مختلف دوست شدم و در اتحادیه انجمن‌های علمی شرکت کردم و یک سایت با نام ID1  برای شبکه‌ی اجتماعی طراحان درست کردم که بعداً بستمش و …
توی این 2 سال رشد و نفوذ من توی طراحی صنعتی بیش از حد انتظار خیلی‌ها و حتی خودم بود چون بر حسب گفته های دوستانم از قبل این دوران، فکر می‌کردم نمی‌تونم توی طراحی صنعتی چیزی بشم ولی پذیرا بودن اساتید و دوستان همرشته و مطالعاتی که از قبل داشتم باعث شد زود جای خودم رو پیدا کنم.
416673_324755287549308_1928860564_o 416673_324755294215974_1054394583_o
یاد گرفتم که اتفاقاً طراحی صنعتی جایی هست که من مدت‌ها پیش بهش رو می‌آوردم و همه‌ی استعدادها، مطالعات روان‌شناسی و طراحی و مهندسی، همشون اینجا به درد می‌خوره.
کلی دوست عالی پیدا کردم و با کلی از اساتید بسیار خوب آشنا شدم که نسبت به من لطف داشتن و خیلی چیزها بهم یاد دادن. و این داستان تا همیشه ی من ادامه خواهد داشت 🙂

425375_10151321722510231_1785192464_n

دوست داشتن

من در کشوری به دنیا آمده ام و زیسته ام که ناسزا گفتن و کتک زدن و اعدام کردن در انظار عموم، نه تنها مجاز بوده، بلکه توسط حکومت ترویج هم شده است؛ در حالی که هر نمادی از عشق ورزیدن نه فقط بوسه زدن یا در آغوش کشیدن دیگری حتی اگر از خویشان نزدیک باشد بلکه حتی نمایش دوست داشتن ذات خود نیز با انگ تکبر و خودنمایی پست و مضموم شمرده شده و حکومت تا حد امکان از بروز آن جلوگیری کرده است.
وقتی یادآورم شدند که روابط دوستانه ام را کوتاه و بعید می کنم به خودم نگاه کردم، دیدم چقدر ریشه های این علف هرز در تنم گسترده شده است و من از زمان تولد ناخودآگاه آنها را به جان خریده ام و رشد داده ام.
بدانید که بسیاری از تغییر رفتارهای انسانی، ناخودآگاه و ناخواسته است و به علم و قدرت درک شما ربطی ندارد، آسان کردن نوعی رفتار و دشوار نمودن نوعی دیگر، برای تغییر رفتار ناخودآگاه کافی است تا شما کمتر عشق بورزید، کمتر در آغوش بکشید و کمتر دوست داشته شوید و بیشتر پس بزنید، بیشتر تنها باشید و بدبینانه تر به زندگی نگاه کنید.
آری، تغییر میل های انسانی ما همینقدر آسان و همینقدر فجیع است. بیائید با هم در تغییر این رفتار که در حال بدل شدن به فرهنگ ماست بکوشیم.
بیشتر دوست بداریم.
بیشتر محبت کنیم و
بیشتر انسان بمانیم.

بهار عربی؟!

صفحه ی 21 و 22 از این گزارش رو ببینید:
http://www.slideshare.net/fred.zimny/deloittes-global-powers-of-retailing-2013
لامصب بهار عربی ای بوده ها، دفاتر 250 شرکت برتر با وجود رشد 3-5 درصدی بازارهای خرده فروشی در اکثر جاهای دنیا، در سال 2011 یک رشد اساسی در فروششون در آفریقا و خاورمیانه تجربه کردن که به نسبت، حتی بیشتر از آمریکای لاتین دومین بازار در حال رشد خرده فروشی است و جالب تر در صفحه ی 25 سود این شرکت هاست که اگر مد و محصولات مصرفی روزمره رو جمع کنید حدود سه چهارم سود این شرکت ها رو تشکیل می ده.

ایران بازار بسیار تشنه، در حال پیر شدن و نیازمندیست که با خریت عمله های سیاسی داخلی و بی رحمی کشورهای غربی برای همین 2 نوع کالا آماده می شود:
1. محصولات مصرفی روزمره
2. مد
شرکت هایی که سهم بیشتر می خواهند از هم اکنون در حال بازاریابی کم ریسک و ارائه ی محصولاتشون هستن. بزرگترینهاشون در بخش اول یونیلیور (با برند های لیپتون، داو، لوکس، سان سیلک، اکس، رکسونا، لینکس، وازلین، سیگنال و کلوس آپ و هزاران محصول دیگه مثل شوینده های قوی اومو، پنیر و طعم دهنده و …)
در بخش دوم هم معرف حضور اکثر دوستان هستن در تخفیفات دیمی تا 70% تا حد ممکن بازار تشنه و آماده نگه داشته شده.
پیشنهاد بدبد کاری بکنیم. سناریو های مختلف بنویسید جز چیزی که داره پیش می ره

دورهم برای طراحی خدمات

یکی از بهترین اتفاقات زندگیم بعد از مدتی داشتن مشکلات در روابط عاطفی سال اول تحصیل این بود که با دوستان IDreporter آشنا شدم.
اول برای ترجمه و کمک در سایت ثبت نام کرده بودم ولی در واقع هدفم این بود که همه‌ی رسانه‌های طراحی صنعتی رو بشناسم و البته فعالینشون رو.
باید داستان رو کامل تعریف کنم. (بیشتر برای به یاد موندن خودم.)
من سال 1389 مقاله ای به نام “خدمات طراحی در خدمت طراحی خدمات” به صورت مشارکتی با خانم صفایی نوشته بودم و فکر کنم تابستان 1390 یک کارگاه که اسم “طراحی خدمات” رو یدک می‌کشید شرکت کردم (که البته بعدش متوجه شدم محتوای Communication Design رو با یکسری ابزار طراحی خدمات (که در انتهای مقاله ی ما مرجعش معرفی شده بود.) مخلوط کردن و دست و پا شکسته ارائه دادن.)
توی این کارگاه من برای بار اول از نزدیک حمیدرضا نکویی و سونای آردی رو دیدم. زیاد وقت نشد تعاملی کنیم ولی با توجه به اینکه از قبل صحبت‌هایی کرده بودیم و اونجا کار همدیگرو هم دیدیم باعث شد تعامل بیشتر بشه.
من چون پیگیر طراحی خدمات خارج از ایران بودم متوجه شدم برنامه ای به نام Global Service Jam توی دنیا از سال 2011 شروع شده که خیلی عالیه ما هم توش شرکت کنیم، همزمان آقای چوپانکاره که من باهاشون کلاس مبانی طراحی رو به عنوان پیش نیاز داشتم ازم دعوت کردن که توی سمینار طراحی صنعتی اسفند ماه دانشگاه تهران در مورد “طراحی خدمات” صحبت کنم.

در اواسط سال 1390 فرصتی پیش اومد که سونای آردی رو که اون زمان در سوئد تحصیل می‌کرد رو هم ببینم و در مورد طراحی خدمات و پتانسیل‌هاش و آیندش در ایران گپ کوتاهی بزنیم که برام بسیار جالب بود. اینطور شد که با کمک سونای که برگشت سوئد و یک ویدئوی مصاحبه با Adam Lawrence برامون ضبط کرد و فرستاد و با کمک بقیه ی بچه های IDreporter که ایران بودن اولین “دورهم برای طراحی خدمات” یا Service Jam شکل گرفت. در جلسات آمادگی هم 2 دوست بسیار عزیز پیدا کردم که تابحال هم از دوستیشون استفاده های زیادی بردم “وحید دائم اینانلو” که تازه از میلان برگشته بود و “علی دهقان‌پور” که از سوئد برگشت و مدتی در ایران بود. هر دوی این دوستان خیلی به برگزاری موفق اولین دوره کمک کردن.
403331_253906244690602_1862767025_n
در همین اولین دوره هم قوی ظاهر شدیم و من پوستر جهانی رو طراحی کردم. توی این عکس می تونید ببینید پوستر رو:
396442_10151321816175231_583364795_nالبته قوی ظاهر شدن من یک روز بیشتر طول نکشید و چون چندین شب درست حسابی نخوابیده بودم و روز اول برای جمع کردن کار تیم‌ها کلی بلند بلند اعلان‌های عمومی داده بودم، روز دوم صدام گرفت و صبح دیرتر تونستم بیام ولی خوب “حمیدرضا نکویی” و “امید اسماعیلی” بی‌نظیرترین هم‌تیمی‌های دنیا هستن و با وجود همه‌ی دردسرها کاری که نیاز باشه انجام بشه با حضور این 2 مرد انجام می‌شه.
واقعاً خوشحالم که حمیدرضا و امید رو در این برنامه شناختم چون بسیار آدم‌های نازنینی هستن و در زندگی و کارم خیلی بهشون تونستم اتکا کنم.
بعد از این اولین برنامه هر سال در اسفندماه  “دورهم برای طراحی خدمات” و در آبان ماه “دور هم برای طراحی پایدار” رو برگزار کردیم و خواهیم کرد.
هدف این برنامه‌ها بیشتر :
– آشنایی با روند کلی طراحی خدمات / طراحی پایدار
– تیم سازی و یادگیری فعالیت تیمی
– تجربه ی یک روند خلاق طراحی با ذهن باز در دو روز
هست.
هر سال اسفند و آبان منتظر این برنامه‌ها باشید و توشون شرکت کنید.

یادآوری – من مسئولم

من طی چندین سال خیلی مطالب شخصی رو فیسبوک نوشتم. شاید برای اینکه ببینم چند نفر با من همذات‌پنداری دارن و مثل من فکر می‌کنن و شاید خود اینها در جهت همراه شدن و تغییر مثبت حرکتی ایجاد کنه. اون حدی که می‌خواستم موفق نبود ولی برای خودم خوب بود و الان برای یادآوری اینهارو در بلاگ شخصیم هم اضافه می‌کنم این اولین یادآوری هست:

امروز فهمیدم که چرا آدمی که می خوام نیستم. اینجا نوشتم چون فکر کردم درد خیلی هامونه و بهش عادت کردیم

من با بی تفاوتی، تنبلی و عدم اصرارم بر کارهایی که درست می پنداشتم، بیش از 80% زندگیم رو اجازه دادم که شرایط و اطرافیانی که خیرخواهم نبودند برام تصمیم بگیرند و به زندگیم برنامه و جهت بدن. (منظورم اصلا اطرافیان بد نیست، بلکه همه کسانی است که به حق و در درجه اول باید به فکر نفع خودشون باشن.)

من به اندازه ی کافی در واقعی کردن حقایق درست، زیبا و مفید ذهنیم، حتی/مخصوصا، اونهایی که به عنوان نیاز می شناختمشون، تلاش نکردم.

الان حس می کنم، من برای 90% شرایطی که توش هستم مقصرم. و البته اینجا نوشتم چون حس کردم، جمعی که امیدوار، انگیخته و حاضر به اصرار بر راه های درست شناخته شده، توسط فرد فردش نیست، باید فرد فردش، تک به تک، خودشون رو اصلاح کنن، و البته به خاطر خودشون نه به خاطر دیگران.

اگر شما هم چنین احساسی دارید، بنویسید و بیاین در تصحیح خودمون، همدیگر رو تقویت کنیم؛ با نوشتن عیوبمون و کارهایی که برای رفعشون انجام می دیم و جاهایی که علاوه بر ناملایمات، بر پیمودن راهی که خودمون درست دونستیم اصرار کردیم، راهش و نتیجش هر چی که می خواد باشه. این برای خود من، قدم اوّله.

صالح 7 شهریور 1390

(عکس از وحید خضریان)