ناانسانی سیستماتیک

ناانسانی سیستماتیک

چه مشکلی وجود دارد؟

بگذارید از اینجا شروع کنم: کاپیتالیسم هر روز قربانی می‌گیرد. منظورم کسانی نیست که از گشنگی یا از عوارض بیماری‌ها یا مشکلات قابل پیشگیری می‌میرند. منظورم میلیون‌ها انسانی است که در داخل می‌میرند تا راحت بهره‌کشی کنند. تا راحت پول بسازند و مصرف کنند. تا بخش متناسبی از سیستم سرمایه‌داری باشند.

تفاوت 1% سرمایه‌داران با 9% بعدی و این بخش با 90% باقی مانده، روز به روز زیادتر شده است. پول، پول ایجاد کرده. پول زیاد قدرت خریده. قدرت، با آموزش و بهره‌کشی و سرگرمی خود را تثبیت کرده و خودش را به عنوان یک سیستم منطقی (اگر نه تنها سیستم منطقی) جا زده است.

جمع کثیر مردم توسط رسانه مسخ شده‌اند تا تنها راه موفقیت را ثروت‌سازی و ثروت‌اندوزی بدانند و در راهش تلاش کنند. بخش بسیاری حتی نمی‌دانند که با ثروت بیشتر چه می‌خواهند بکنند. فقط می‌دانند که باید ثروت بیشتر به دست بیاورند و سپس بیشتر و راحت‌تر مصرف کنند. حالا مصرف می‌خواهد محتوای تلگرام و اینستاگرام باشد یا محصولات هایپرمارکت. مهم این است که بتوانند با آسایش مصرف کنند.

اگر ندانیم واقعاً چه می‌خواهیم، ما مسخ شده‌ایم.

ما چطور به مشکل دامن می‌زنیم؟

سؤال “چه می‌خواهم؟” پیش‌نیازهایی دارد؛ از جمله اینکه “من در واقعیت کیستم؟” نه در دنیا، بلکه در درجه‌ی اول برای خودم، در درجه‌ی دوم برای خانواده و نزدیکانم، در درجه‌ی سوم برای جامعه‌ی جهانی. باید با خود واقعیم کنار بیایم. پیش‌نیاز دوم اینکه “مطلوبیت من چیست؟ من در جهت چه مطلوبیت و ارزشی تلاش خواهم کرد؟” این سؤال، در شرایطی که اضطرار برای برون رفت از یک بدبختی تنها مطلوبیت ممکن نباشد، شاید در ذهن شکل بگیرد. ذهنی که انتخاب کرده به صورت خودآگاه جهتی جدید برای حرکت ایجاد کند.

متأسفانه نیمی از مردم جهان آنقدر در بدبختی فرو رفته‌اند که تنها مطلوبیتشان فرار از بدبختی است. بخش اعظم دیگر نیز مسخ شده‌ی لذات و مطلوبیاتی هستند که توسط رسانه هر روز در تبلیغات، موسیقی، فیلم، تلویزیون، فروشگاه‌ها، سایتها، محتوای آموزشی و سرگرمی به خوردشان داده شده است تا خودآگاه تصمیم نگیرند.

آدمهای باهوش مسخ شده هم از کودکی یاد می‌گیرند چطور چرخ سیستم سرمایه‌داری را بچرخانند. ثروت‌آفرینی هدفی اصیل و رؤیایی می‌شود که نویدبخش رفع مشکلات و آلام بشر است.

افراد با یادگیری از خود سرمایه‌داران، بسیار مطیعانه و در عین حال مفتخرانه مسیر کسب ثروت را پیش می‌گیرند. به این روش سرمایه‌ی بیشتری برای سرمایه‌داران بزرگتر ایجاد می‌شود. سرمایه‌داران متوسط، نقش کشیشان عصر تاریک اروپا پیش از رنسانس را بازی می‌کنند. با این تفاوت که غایت آمال و آرزوهایی که تبلیغشان می‌کنند، دست‌یافتنی‌تر می‌نماید. تعداد زیادی، درس می‌خوانند و تلاش می‌کنند تا بهتر روش پولدار شدن را یاد بگیرند.
برای موفقیت در مسلک جدید، فقط یک زبان را باید یاد داشت.
زبان پول.

ناانسانی سیستماتیک

این سیستمی است که ما در آن ناانسانی سیستماتیک را تجربه می‌کنیم و می‌آموزیم. نشانه‌ی ارزش کار ما پولی است که بابتش می‌توانیم بگیریم. کسی که ماشینی نخریده و خانه ندارد یا بی‌استعداد شمرده می‌شود یا باید جایی از کارش بلنگد. در هر حال آدم غیرثروتمند، آدم ارزشمند و موفقی نباید به حساب بیاید. کسی که ثروت ندارد، از جامعه هم حذف می‌شود، در تصمیم‌گیری‌ها، در تأثیرگذاری جمعی و حتی در زندگی فردی.
این ناانسانی سیستماتیک، روزی رفع خواهد شد.
ولی تنها زمانی که ما بدانیم،
کاپیتالیسم هر روز دارد قربانی می‌‌گیرد؛
و دغدغه‌ی جمعی ما این باشد که برای تغییرش کاری بکنیم.

دنیا تغییر خواهد کرد!

دنیا تغییر خواهد کرد!؟

بله، بسیاری از شما خواهید گفت با داعش، ترامپ و … دنیا تغییر خواهد کرد! ولی بهتر نخواهد شد.
بگذارید نوشته را با یک پیش‌فرض شروع کنم : سعی مردم دنیا در عمق وجودشان، بهتر شدن وضعیت دنیاست حتی سازمان‌ها و افرادی که در بالا نام می‌برید. هر کسی روشی را برمی‌گزیند. شروع از تفکر و مطالعه یا اتکا به یک ایدئولوژی یا آموزه‌های یک سیستم و سعی بر تغییر اطراف و اطرافیان.

من همواره دنبال نکته‌ی کلیدی بودم، کدامیک مهم‌تر است؟
– پیش‌فرض‌ها و نقطه‌ی شروع؟
– هدف‌ها، خروجی‌ها و پیامدها؟
– نوع تفکر؟ (تفکر انتقادی آیا می‌‌تواند به نتیجه‌ای جهان‌شمول برسد؟)
– روش و فرایند؟ (فراتر از نوع تفکر؟ یا نوع تفکر مقدم بر روش، زیرا خودش روش‌های جدید می‌سازد؟)

گیجتان نکنم. چند اتفاق از جمله مصاحبت با دوستان در مسیر رویداد Sustainability Jam و شنیدن صحبت‌های دکتر فاطمی و دیدن چند ویدئو از ارائه‌های TED باعث شد امیدوار شوم که دنیا از آنچه من فکر می‌کردم هم سریعتر تغییر خواهد کرد و خیر و خوبی افزون خواهد شد.

اعتماد جمعی به جای نهادها

دید کلی بسیاری از علاقمندان به توسعه‌ی پایدار تا پیش از این مبتنی بر راهکارهای نهادی بود. دیدگاه این بود که بشر متمدن، با ایجاد نهادها و قاعده و قانون توانسته رشد کند. اکنون بارقه‌هایی از نوع دیگری توسعه را می‌بینیم.
با دیدن این ویدئو خواهید فهمید که در مورد چه چیزی صحبت می‌کنم:
https://youtu.be/GqGksNRYu8s
وقتی اعتماد ما از سازمان‌ها زدوده شده و به انسان‌ها باز می‌گردد، ما خارج از پیش‌داوری‌ها فرصت تعامل پیدا می‌کنیم.

در پست‌های بعدی خواهم نوشت که این ماجرا چه تأثیری بر تغییر جهان خواهد داشت.

تکنولوژی‌ای که آنقدرها هم بد نیست!

خیلی‌ها از دست تکنولوژی و جدا شدن انسان از واقعیات زندگی خود و اجتماعش شاکی هستند. خوب است بدانید زمانی که چاپ کتاب به صورت انبود شروع شد نیز خیلی‌ها دلواپس بودند که مردم دیگر ارزش محتوای خطی را نخواهند دانست و ذهن مردم با محتواهای پوچ پر خواهد شد. از نظر من این‌ها ابزار هستند. طول می‌کشد تا یاد بگیریم از دست ساخته‌های انسانی چطور درست استفاده کنیم ولی این اتفاق طی زمان و با طراحی درست اتفاق می‌افتد.

اینترنت و شبکه‌های اجتماعی بستری برای تعامل ایجاد کرده‌اند که در عدم حضور آنها غیر ممکن بود. این بستر سبب خیرهای آینده و تغییرات اساسی خواهد شد، زیرا می‌تواند بستری را آماده کند تا افراد در شرایط خودآگاه به تعامل نقادانه و سازنده بپردازند.

تغییرات از timebank، از Wikipedia، از Couchsurf، شروع شده است و دیگر به عقب باز نخواهد گشت.

جلسه اول تفکر دیزاین

جلسه اول تفکر دیزاین
کلیات و نمایش فیلم Designing the new business

در جلسه ی بحث روز 15 بهمن 1394 در مورد تفکر دیزاین صحبت کردیم و من گزارشی از دلیل جذاب شدن این حوزه برای خودم و مقداری که در مورد روند تحقیقات در این حوزه خوانده بودم صحبت کردم. مقداری از چالش ها و متدهای تحقیق در این حوزه در حد چند کلمه از Protocol Analysis (همراه با ارسال کتاب مرجع دونالد شون در گروه تلگرام) و Linkography (با ارسال کتاب لینکوگرافی سال 2014 از گابریلا گلداشمیت) نام بردیم و خوشبختانه فرشاد ضیقمی با استاد مرتضی پورمحمدی در دانشگاه هنرهای اسلامی تبریز ارتباط داشت و مقداری منابع بهمون معرفی کرد.
در ادامه فیلم designing the new business رو دیدیم, که صحبت دیزاینرها, اساتید و مدیران شرکت های معروف که از دیزاین و تفکر دیزاین سود بردن رو در مورد دیزاین و بیزنس شنیدیم.
تصمیم این شد که جلسه ی آینده در مورد “چه چیزی” بودن تفکر دیزاین بیشتر مطالعه کنیم و فیلم design & thinking رو در دو بخش ببینیم.
می تونید برای ثبت نام در جلسه ی بعد در سایت به صفحه‌ی “ثبت نام”  مراجعه کنید. (حواستون باشه جلسه ی بعدی ۲۲ بهمن هست)
در صورتی که نظری داشتید ممنون می شم در بخش نظرات برام بنویسید.
ارتباط نزدیکتر هم از طریق “کانال تلگرام” ممکن هست.

تغییر رفتار ما

داشتم مطلب “علی ربیعی” رو به توصیه ی پدرم در مجله ی “آسمان” می خوندم که در مورد 8 ساله اخیر و اوضاع چند انتخابات گذشته صحبت کرده بود می خوندم. 
با خودم فکر می کردم تأثیر دولت خاتمی بر اجتماع و فرهنگ رو چون دنبال می کردیم و علاقمند تغییراتش بودیم، دیدیم، تا حدی آگاهانه حسش کردیم و حتی خیلی ها کاستی هاش رو نقد هم کردن. ولی همین گروه تحصیل کرده و گروه روشنفکر با وجود نقد جریان احمدی نژاد از ابتدا، الان لازمه به خودشون نگاهی بندازن. حضور 8 ساله ی جریانی بی حیا، دروغگو، عجول، بی ادب، استرس زا و شرایطی که در جامعه به وجود آورده، جدا از سیاست و اقتصاد، باعث شده فرهنگ همه ی ما به صورت ناخودآگاه تغییر کنه و مقداری از رفتارهای این جریان رو ناخودآگاه تقلید کنیم.
صرفاً شرایط اقتصادی نمی تونست مارو بی ادب تر، استرس زاتر و بی توجه به احترام متقابل اجتماعی بکنه.
باید با چشم باز تغییرات فرهنگی رو جدا از تغییرات سیاسی دنبال کرد و در جهت اصلاح مشکلاتش کوشید و این تلاش هممون رو می طلبه که به خودمون نگاه کنیم و تغییرات ناخودآگاه رفتاریمون که از نظرمون مطلوب نیست رو در خودمون اصلاح کنیم.
اگر شما هم تغییری جزئی یا کلی حس کردید بهتره به اشتراک بذاریم، شاید در هممون این تغییرات رخ داده باشه.

و جوابی که در کامنت‌ها دادم هم مهم بود:
مردم همه جای دنیا علاقه به گریز از قوانین، آسوده بودن، پیچوندن، باور به موهومات و … در صورتی که کارشون رو آسونتر بکنه دارن فقط ساختار و عرف اجتماعی، قوانین و امکان آشکار شدن عدم تبعیتشون از قانون باعث می شه رفتار مطلوب تری (عموماً از نظر سیستم اجتماعی) نشون بدن. 
https://www.coursera.org/course/behavioralecon
در مورد مردم ایران نباید یادمون بره که در شرایط بد اقتصادی و خفقان سیاسی و نا امیدی خیلی کارها می تونه از یک انسان سر بزنه که لزوماً در شرایط دیگه همون رفتار رو نداره. 
یک مثالش ایرانیانی که در ایران دوستانمون بودن و کار کردنشون رو اینور دیدیم و اونور هم می دونیم چطور کار می کنن و درس می خونن و از قوانین تبعیت می کنن. مثال دوم که حالت رادیکال تغییر رفتار در شرایط سخت رو نشون بده مردم لنینگراد در زمان حصر جنگ جهانی دوم هستن (بعداً سنت پترزبورگ شد.) توی این شهر بعد از چند ماه محاصره آلمان ها اتفاقاتی افتاد که بهتر دیدم ننویسم الان ولی مسلماً رفتارشون اصلاً رفتار انسانی نبوده. 
حالا من آمار 2 سال اخیر رو ندارم ولی طبق آمار سال 89 در مورد جمعیت ایران 21 % مردم در تهیه ی خوراک و پوشاک مشکل داشتن، 45% بالاتر از این 21% هم قادر به پس انداز کردن نبودن یعنی هرچی در می آوردن خرج خوراک و پوشاک و سرپناهشون رو می داده. این حدود دو سوم جمعیت ایرانه. (اگر تازه سال 90 و 91 وضع بدتر نشده بود که شده.)
روانشناسی اجتماعی هم نشون می ده رفتار مردم در گروه ها و اجتماعات خیلی متأثر از رفتار متقابل و خیلی مؤلفه های دیگس که همش به خود مردم بر نمی گرده. مثال شوک الکتریکی میلگرم رو توی صفحم نوشته بودم که دانشجو های دانشگاه ییل در شرایطی که مسئولیت با اونها نباشه، شناخته نشن و تحت فرمان مسئول آزمایشگاه حاضر شدن تا 450 ولت شوک الکتریکی به یک انسان دیگه وارد کنن. 
اینارو به این سادگی نمی شه به افراد نسبت داد. 
باید در جهت تصحیح و تغییر پایه ای، بلند مدت و خوش بین حرکت کرد.”

پلتفرم نوآوری

http://www.thingiverse.com/
سایتی که توسط یک شرکت تولید کننده ی پرینترهای سه بعدی ارزان راه اندازی شده و از سال 2008 هزاران طرح با لیسانس های مختلف برای استفاده عموم درش قرار گرفته. 
جالب اینکه بسیاری از این طرح ها بر مبنای طرح های قبلی و تکمیل اونها شکل گرفتن.

هنوز ما در ایران برای گفتن ایده هایی که هزاران مشکل و ایراد فنی تولید دارن ترس داریم. جالبه که پلتفرم های توسعه ی نوآوری و ایجاد ارزش چطور در کشورهای دیگه شکل گرفته و رشد می کنه.

http://www.quirky.com/how-it-works
کوئرکی یکی دیگه از این پلتفرم‌هاست که کار ساخت و حتی تولید انبوه رو هم به عهده گرفته تا کاربرانش با خیال راحت شروع به ایده پردازی و تست ایده‌هاشون بکنن. ایده‌هایی که بازار بهتری داشته باشن و با روند درستی شکل گرفته باشن احتمال بیشتری داره که در انتخاب نهایی برای تولید پیروز باشن و به تولید انبوه برسن.

ما باید این روند آفرینش و خلاقیت چابک رو یاد بگیریم چون برای جایی مثل ایران که مسائلش زیاد هست، نیاز به چابکی بالایی برای جبران عقب‌ماندگیها هستیم. 

آدم‌های شکسته 

به خیلی از ماها یاد دادن قسم بخوریم که همیشه راست خواهیم بود بعد مجبورمون کردن یه بار دروغ باشیم. بعد بهمون یاد دادن کسی که یه بار دروغ بود شکسته و دیگه کاریش نمی شه کرد پس بهتره قایمش کنی و با ترس برملا شدنش درسته بمونی. بعدش دیگه لازم نبوده بگن که این کارو می تونین ادامه بدین، حالت طبیعی همین به نظر می رسیده. 
آدم های شکسته ای که قیافه ی سالم به خودشون می گیرن نه خانواده سالم، نه شهر سالم، نه کشور سالم نمی تونن بسازن، همه جای ساخته هاشون شکست هست.

باید اعتراف کرد پیش خودمون، باید نترسید از واقعیت، باید واقعی درست بود و بعد بدون ترس چیزی واقعی درست کرد.

سال نو

883596_10152628498920231_345737653_o

سبزه ای مانده از آن جنگل سبز

می سپارم به تو این سبزی را
می گویند،
می شکافی، می کاری و می رویانی.
گر که خاک وطنم رفت به باد،
سینه ی من بشکاف
دانه ی عشق بکار
و برویان چمنی
که در آن کودک نوپای امید
مطمئن، محکم و آرام قدم بردارد.

پیشاپیش سال همه ی دوستان خوب، اساتید و فامیل، نو و اگر نو شد مبارک.
صالح

من و طراحی صنعتی

طراحی صنعتی از سالهای نوجوانی عشق من بود و اول مثل خیلی از پسرهای دیگه با عشق به طراحی خودرو شروع شد ولی در سال 80 با خوندن مصاحبه‌ای با سهراب وثوق مدیر زیبا دیزاین توی مجله‌ای فکر کنم به نام “نوآوری” تازه فهمیدم طراحی صنعتی چی هست و بعدش شروع کردم به مطالعه و جستجو البته همچنان به طراحی خودرو علاقمند بودم.
توی Cardesignnews عضو شدم و کارهامو گذاشتم، چندتا سؤال و جواب خوب هم با اینترنت ذغالی اونروزها از چندتا طراح خوب کردم. Humberto Ortiz فکر کنم که طراح GM بود دو بار جواب سؤالاتم رو داد وحتی یک کار دستی خودش رو برام فرستاد که توضیح بده چطور باید واقعی تر کار کنم.
بالاخره تصمیم گرفتم سال 81 در سن 18 سالگی و در نمایشگاه خودرو، یکسری از کارهام رو به صورت مجموعه دربیارم، پرینت کنم و با پررویی روش بنویسم “آماده برای همکاری در طراحی خودرو” و برم دنبال کار طراحی خودرو بگردم. همه‌ی شرکت‌هایی که فکر می‌کردم احتمال داره مرکز طراحی داشته باشن رو گشتم. توی ایران خودرو، ایران خودرو دیزل، سایپا و کیش خودرو تونستم با چند نفر صحبت کنم و البته با احمد کلهر مدیر سایت Carx1 که اون زمان تازه شروع به کار کرده بود هم صحبت کردم. (اسکن زیر هاشورها و ضربدرهای احمد کلهر رو داره 🙂 )
از بین کسانی که ملاقات کردم آقای علیرضا محمدزاده و احمد کلهر بهم پیشنهاداتی برای بهبود کار دادن و بقیه گفتن این کارها خط خطی هست و با اینکه احتمال داره استعدادی داشته باشم ولی کلاً کارها به درد نمی‌خوره. این شد که بعد از قبولی در دانشگاه در رشته‌ی مهندسی ماشین آلات کشاورزی، مدتی این کار رو کنار گذاشتم و به طراحی‌ ماشین‌های کشاورزی علاقمند شدم. یک طرح خوب هم توی اون زمینه داشتم که البته در پورتفولیوی ناقص اون زمانم نتونست جایگاهی در دانشگاه Alberta برام به ارمغان بیاره.1st1 1st2

(الان که فکر می‌کنم واقعاً اون زمان که پا توی دانشگاه نذاشته بودم خیلی عملگراتر بودم و انگیزه داشتم. دانشگاه خیلی زندگیم رو خراب کرد و پیشرفتم رو به تعویق انداخت. )
بین سالهای 81 تا 89 همیشه ارتباطم رو با دوستان طراحی صنعتی دورادور حفظ کردم و توی چندتا کار سعی کردم کمک کنم. توی سایت “طراحی صنعتی ایرانی” هم از سال اول تأسیسش و یک سال بعد در “گزارشگر طراحی صنعتی” عضو شدم.
خلاصه بعد از 4 سال تحصیل کارشناسی و 4 سال کار در زمینه‌ی نفت و گاز اول در پتروشیمی اصفهان به عنوان کارشناس نصب تجهیزات و بعدش روی پروژه‌ی فاز 12 پارس جنوبی به عنوان کارشناس بخش Piping تونستم انقدر پول دربیارم تا کلاس عملی طراحی صنعتی اسم بنویسم. البته قبلش ویدئوهایی که آقای برخورداری توی C1 و گروه Vira ایجاد کرده بودن رو دیدم و 2 جلسه هم پیش آقای علیرضا محمدزاده رفتم ولی خوب هنوز طراحی صنعتی نبود.
بعد از سالها در سال 89 وقتی کلی دردسر هم توی مملکت و خانواده بود تونستم با رتبه ی 16 در دوره ی روزانه ی دانشگاه صنعتی امیرکبیر قبول بشم.
2 سال وقت گذاشتم و همش رو به “طراحی خدمات” اختصاص دادم. یک مقاله، یک ارائه و یک رویداد در این زمینه حاصل سال اول بود.
و سال دوم بیشتر با دوستان دانشگاه‌های مختلف دوست شدم و در اتحادیه انجمن‌های علمی شرکت کردم و یک سایت با نام ID1  برای شبکه‌ی اجتماعی طراحان درست کردم که بعداً بستمش و …
توی این 2 سال رشد و نفوذ من توی طراحی صنعتی بیش از حد انتظار خیلی‌ها و حتی خودم بود چون بر حسب گفته های دوستانم از قبل این دوران، فکر می‌کردم نمی‌تونم توی طراحی صنعتی چیزی بشم ولی پذیرا بودن اساتید و دوستان همرشته و مطالعاتی که از قبل داشتم باعث شد زود جای خودم رو پیدا کنم.
416673_324755287549308_1928860564_o 416673_324755294215974_1054394583_o
یاد گرفتم که اتفاقاً طراحی صنعتی جایی هست که من مدت‌ها پیش بهش رو می‌آوردم و همه‌ی استعدادها، مطالعات روان‌شناسی و طراحی و مهندسی، همشون اینجا به درد می‌خوره.
کلی دوست عالی پیدا کردم و با کلی از اساتید بسیار خوب آشنا شدم که نسبت به من لطف داشتن و خیلی چیزها بهم یاد دادن. و این داستان تا همیشه ی من ادامه خواهد داشت 🙂

425375_10151321722510231_1785192464_n

دوست داشتن

من در کشوری به دنیا آمده ام و زیسته ام که ناسزا گفتن و کتک زدن و اعدام کردن در انظار عموم، نه تنها مجاز بوده، بلکه توسط حکومت ترویج هم شده است؛ در حالی که هر نمادی از عشق ورزیدن نه فقط بوسه زدن یا در آغوش کشیدن دیگری حتی اگر از خویشان نزدیک باشد بلکه حتی نمایش دوست داشتن ذات خود نیز با انگ تکبر و خودنمایی پست و مضموم شمرده شده و حکومت تا حد امکان از بروز آن جلوگیری کرده است.
وقتی یادآورم شدند که روابط دوستانه ام را کوتاه و بعید می کنم به خودم نگاه کردم، دیدم چقدر ریشه های این علف هرز در تنم گسترده شده است و من از زمان تولد ناخودآگاه آنها را به جان خریده ام و رشد داده ام.
بدانید که بسیاری از تغییر رفتارهای انسانی، ناخودآگاه و ناخواسته است و به علم و قدرت درک شما ربطی ندارد، آسان کردن نوعی رفتار و دشوار نمودن نوعی دیگر، برای تغییر رفتار ناخودآگاه کافی است تا شما کمتر عشق بورزید، کمتر در آغوش بکشید و کمتر دوست داشته شوید و بیشتر پس بزنید، بیشتر تنها باشید و بدبینانه تر به زندگی نگاه کنید.
آری، تغییر میل های انسانی ما همینقدر آسان و همینقدر فجیع است. بیائید با هم در تغییر این رفتار که در حال بدل شدن به فرهنگ ماست بکوشیم.
بیشتر دوست بداریم.
بیشتر محبت کنیم و
بیشتر انسان بمانیم.

طراحی نمایشگر دور موتور

یک سؤال در فیسبوک که یک طرح شد ولی هیچوقت به پیشنهاد و اجرا نرسید:

“من یه سؤالی داشتم از طراحان خودرو و طراحان تعامل که در طراحی نمایشگرهای خودرو نقش دارن این عقربه ی دور موتور آیا فقط برای عوض کردن دنده استفاده می شه؟ آیا راننده نیاز داره دور موتور رو ببینه و از روی اون درک کنه که چطور باید دنده عوض کنه؟ بعد 1 سال روندن یک ماشین کمتر کسی از روی دور موتور فعالیتی انجام می ده به نظرم و خیلی ها هم اشتباه هایی در مورد دور موتور مناسب دارن که به رفتارهای متفاوت و خیلی وقت ها غیر اصولی ختم می شه.
الان که انقدر میکروپروسسور ارزون توی بازار هست نمی شه اطلاعات دور موتور و گشتاور بهینه رو بدن به یه سیستمی و نشانگر جدیدی طراحی کنن که اطلاعات رو بهتر نشون بده برای تعویض دنده؟
اگر کسی پایس روی یک نشانگر درست حسابی کار کنیم خبر بده. البته یا مکانیک خودرو فول باشه، یا پول اجرا رو داشته باشه یا از الکترونیک سر در بیاره لطفاً :)) “

بهار عربی؟!

صفحه ی 21 و 22 از این گزارش رو ببینید:
http://www.slideshare.net/fred.zimny/deloittes-global-powers-of-retailing-2013
لامصب بهار عربی ای بوده ها، دفاتر 250 شرکت برتر با وجود رشد 3-5 درصدی بازارهای خرده فروشی در اکثر جاهای دنیا، در سال 2011 یک رشد اساسی در فروششون در آفریقا و خاورمیانه تجربه کردن که به نسبت، حتی بیشتر از آمریکای لاتین دومین بازار در حال رشد خرده فروشی است و جالب تر در صفحه ی 25 سود این شرکت هاست که اگر مد و محصولات مصرفی روزمره رو جمع کنید حدود سه چهارم سود این شرکت ها رو تشکیل می ده.

ایران بازار بسیار تشنه، در حال پیر شدن و نیازمندیست که با خریت عمله های سیاسی داخلی و بی رحمی کشورهای غربی برای همین 2 نوع کالا آماده می شود:
1. محصولات مصرفی روزمره
2. مد
شرکت هایی که سهم بیشتر می خواهند از هم اکنون در حال بازاریابی کم ریسک و ارائه ی محصولاتشون هستن. بزرگترینهاشون در بخش اول یونیلیور (با برند های لیپتون، داو، لوکس، سان سیلک، اکس، رکسونا، لینکس، وازلین، سیگنال و کلوس آپ و هزاران محصول دیگه مثل شوینده های قوی اومو، پنیر و طعم دهنده و …)
در بخش دوم هم معرف حضور اکثر دوستان هستن در تخفیفات دیمی تا 70% تا حد ممکن بازار تشنه و آماده نگه داشته شده.
پیشنهاد بدبد کاری بکنیم. سناریو های مختلف بنویسید جز چیزی که داره پیش می ره

دورهم برای طراحی خدمات

یکی از بهترین اتفاقات زندگیم بعد از مدتی داشتن مشکلات در روابط عاطفی سال اول تحصیل این بود که با دوستان IDreporter آشنا شدم.
اول برای ترجمه و کمک در سایت ثبت نام کرده بودم ولی در واقع هدفم این بود که همه‌ی رسانه‌های طراحی صنعتی رو بشناسم و البته فعالینشون رو.
باید داستان رو کامل تعریف کنم. (بیشتر برای به یاد موندن خودم.)
من سال 1389 مقاله ای به نام “خدمات طراحی در خدمت طراحی خدمات” به صورت مشارکتی با خانم صفایی نوشته بودم و فکر کنم تابستان 1390 یک کارگاه که اسم “طراحی خدمات” رو یدک می‌کشید شرکت کردم (که البته بعدش متوجه شدم محتوای Communication Design رو با یکسری ابزار طراحی خدمات (که در انتهای مقاله ی ما مرجعش معرفی شده بود.) مخلوط کردن و دست و پا شکسته ارائه دادن.)
توی این کارگاه من برای بار اول از نزدیک حمیدرضا نکویی و سونای آردی رو دیدم. زیاد وقت نشد تعاملی کنیم ولی با توجه به اینکه از قبل صحبت‌هایی کرده بودیم و اونجا کار همدیگرو هم دیدیم باعث شد تعامل بیشتر بشه.
من چون پیگیر طراحی خدمات خارج از ایران بودم متوجه شدم برنامه ای به نام Global Service Jam توی دنیا از سال 2011 شروع شده که خیلی عالیه ما هم توش شرکت کنیم، همزمان آقای چوپانکاره که من باهاشون کلاس مبانی طراحی رو به عنوان پیش نیاز داشتم ازم دعوت کردن که توی سمینار طراحی صنعتی اسفند ماه دانشگاه تهران در مورد “طراحی خدمات” صحبت کنم.

در اواسط سال 1390 فرصتی پیش اومد که سونای آردی رو که اون زمان در سوئد تحصیل می‌کرد رو هم ببینم و در مورد طراحی خدمات و پتانسیل‌هاش و آیندش در ایران گپ کوتاهی بزنیم که برام بسیار جالب بود. اینطور شد که با کمک سونای که برگشت سوئد و یک ویدئوی مصاحبه با Adam Lawrence برامون ضبط کرد و فرستاد و با کمک بقیه ی بچه های IDreporter که ایران بودن اولین “دورهم برای طراحی خدمات” یا Service Jam شکل گرفت. در جلسات آمادگی هم 2 دوست بسیار عزیز پیدا کردم که تابحال هم از دوستیشون استفاده های زیادی بردم “وحید دائم اینانلو” که تازه از میلان برگشته بود و “علی دهقان‌پور” که از سوئد برگشت و مدتی در ایران بود. هر دوی این دوستان خیلی به برگزاری موفق اولین دوره کمک کردن.
403331_253906244690602_1862767025_n
در همین اولین دوره هم قوی ظاهر شدیم و من پوستر جهانی رو طراحی کردم. توی این عکس می تونید ببینید پوستر رو:
396442_10151321816175231_583364795_nالبته قوی ظاهر شدن من یک روز بیشتر طول نکشید و چون چندین شب درست حسابی نخوابیده بودم و روز اول برای جمع کردن کار تیم‌ها کلی بلند بلند اعلان‌های عمومی داده بودم، روز دوم صدام گرفت و صبح دیرتر تونستم بیام ولی خوب “حمیدرضا نکویی” و “امید اسماعیلی” بی‌نظیرترین هم‌تیمی‌های دنیا هستن و با وجود همه‌ی دردسرها کاری که نیاز باشه انجام بشه با حضور این 2 مرد انجام می‌شه.
واقعاً خوشحالم که حمیدرضا و امید رو در این برنامه شناختم چون بسیار آدم‌های نازنینی هستن و در زندگی و کارم خیلی بهشون تونستم اتکا کنم.
بعد از این اولین برنامه هر سال در اسفندماه  “دورهم برای طراحی خدمات” و در آبان ماه “دور هم برای طراحی پایدار” رو برگزار کردیم و خواهیم کرد.
هدف این برنامه‌ها بیشتر :
– آشنایی با روند کلی طراحی خدمات / طراحی پایدار
– تیم سازی و یادگیری فعالیت تیمی
– تجربه ی یک روند خلاق طراحی با ذهن باز در دو روز
هست.
هر سال اسفند و آبان منتظر این برنامه‌ها باشید و توشون شرکت کنید.

ارزش طراحی

سؤال من روی فیسبوک این بود:

“طراحان صنعتی چه ارزشی ایجاد می کنن؟

به نظر من طراحان صنعتی باید حداقل روش های شناخت کاربران رو بلد باشن و در هر پروژه ای بتونن پیشنهاد روش مناسب در زمان و شرایط موجود رو بدن که خروجی مطلوبی از شناخت کاربر به دست بیاد.
ولی متأسفانه اکثر طراحان صنعتی ما نمی تونن چنین کاری بکنن.
واقعاً کم آوردیم. بچه های نرم افزار و بروبچه های مدیریت و بازاریابی هم به اصول تجارت واقف هستن هم روش های خلاقیت جور و واجور بلدن و ازشون خروجی می گیرن، هم راه اندازی کسب و کار بلدن، هم بیشتر و بیشتر دارن تفکر طراحی یاد می گیرن و استفاده می کنن.
هر رشته ای مهارت های خاص خودش رو شناخته و توسعه داده.
وقتی با 4 نفر از رشته های دیگه می شینی هر کسی می دونه چه کاری می کنه که دیگران نمی کنن ولی طراحا … تقریباً هیچ کاری نمی کنن و ادعاشون هم می شه که همه کار می کنن.
بیاین بگین از نظر شما طراحان صنعتی چه مهارت ویژه ای دارن؟
چه کار خاصی انجام می دن؟”
بهترین جوابهایی که گرفتم :
حمیدرضا نکویی:
من توی کار حرفه ای با بچه های صنایع و مکانیک و الکترونیک کار گروهی انجام دادم و دیدم که بچه های طراحی به نظرم مهارت توی ارائه راه حل های خلاق برای پیشبرد پروژه بهتر از اون رشته ها بود، با بچه های بازاریابی و مدیریت کاری نکردم اما حس می کنم این نکته کهگفتی توانمندی تجاری سازیه ایده توی بچه های طراح خیلی ضعیف هست و بنظرم همین قسمت اتفاقا باید خیلی قوی بشه یعنی یکی از نیاز های جامعه طراحی ما اینه که بلد بشن چجوری میتونن یک ایده هر چند ساده رو تجاری سازی کنن. اونوقت میشه دید که چجوری پیشرفت خواهند کرد.
مرجان حسومی:
علم طراحان خوب هست ولی اولاً متدها رو به اسم نمی‌شناسن و ثانیاً فرصت برای تمرین عملی در طی تحصیلات براشون فراهم نمی‌شه.
(البته بحث بلندی بود و من به این موارد کلیدی خلاصش کردم.)
مریم ق:
من فکر می کنم که استاد زهری دارن سعی می کنن این مشکل رو حل کنن، با روشی که در دست گرفتن و البته گفتن که این متد برای اولین بار داره پیش میره و فکر می کنم کار درستیه با وجود سختی که برای ما داره، چون ما همه توی کارشناسی یه راه رو رفتیم اما الان همه چیز از نو و جدید شد
(در ادامه روش INDP، همراه با آنالیز SET و OGP در موردشون صحبت شد که فقط این دو لینک رو برای پیگیری می‌ذارم:
lib.freescienceengineering.org/view.php?id=354126
https://www.behance.net/gallery/CHI-Innovative-Products-and-Service-Development/471546)
نتیجه گیری خودم تقریباً این بود که خلاقیت، نحوه تفکر و روند طراحی در کنار هم بیشترین ارزش رو ایجاد می‌کنن ولی روندی که کارفرما حاضر نباشه برای سه چهارمش یعنی از یافتن مشکل و نیاز کاربر تا ایجاد راهکار هزینه کنه برای ایجاد درآمد و اشتغال طراحانی که پروژه‌ای کار می‌کنند مشکل ایجاد خواهد کرد.
باید مدل کسب و کار درستی برای طراحی ایجاد کنیم.

اسکچ و رندر!

این اولین کاری بود که در اوایل تابستان سال 90 دستی اسکچ زده بودم وبعدتر با WACOM Intous 4 tablet رندر دیجیتالش کردم اون هم تک رنگ و توی فوتوشاپ. کلی هم ایراد داشت. از نور و سایه بگیر تا خود اسکچ که تناسبات نداشت و … ولی خوب برای بیننده ی عمومی  و اگر زیاد گیر ندی کار بدی نیست در حجم پردازی و … خلاصه خودم برای اون زمان ازش راضیم.

الان بخوام کار کنم مسلماً باید بیشتر وقت بذارم و این مشکلاتش رو حل کنم.   
336350_10150792780570231_858377732_o

افتضاح مهندسی

سال 90 شاهد یک پدیده‌ی نادر بودیم که ضعف و عدم آینده نگری خیلی‌ها رو به رخ کشید:
البته فکر کنم تفاوت دید سیستماتیک و کل نگر طراحی و دید مهندسی رو هم نشون داد. ما که توی مملکتمون مهندسان اسمی دارن همش تصمیم‌های کلان می‌گیرن یا حداقل تصمیم‌سازی می‌کنن باید احساس خطر کنیم.

هفته اول مهر 1390 شاهد پدیده نادری خواهیم بود که تابحال اتفاق نیفتاده بود:

یک ماهواره از رده خارج شده ی ناسا به نام “UARS” که 20 سال پیش به فضا پرتاب شده، به اندازه یک اتوبوسه و 6 تن وزن داره، از مسیر چرخش خارج شده و به سمت زمین در حال سقوطه؛ تخمین زده شده که تا آخر سپتامبر یعنی تا آخر هفته اول مهر، تکه های این ماهواره، که احتمالا قسمت زیادیش در گذر از جو از بین خواهد رفت، در فاصله بین کانادا تا آمریکای جنوبی سقوط خواهند کرد.

تخمین زده شده که 532 کیلوگرم از مواد تکه تکه شده این ماهواره در 26 قطعه بزرگ و کوچک در 800 کیلومتر روی زمین به صورت پراکنده فرود خواهد اومد و خساراتی به جای خواهد گذاشت.

مکان اصابت این تکه ها بین کانادا تا آمریکای جنوبی تا 2 ساعت قبل از برخورد، به صورت دقیق قابل پیش بینی نیست.

مثل اینکه کم کم ضعف های انسانی در اقتصاد و مهندسی و … داره خودش رو حسابی نشون می ده … خدا کنه اقلاً این قسمت قضیه درست شبیه سازی شده باشه و تر کش هاش به این سمت زمین برخورد نکنه و بعدا بگن اشتباه شبیه سازی بوده.

به بچه مدرسه ای ها هم بگین موقع رد شدن از خیابون، اول سمت چپ رو نگاه کنن بعد سمت راست رو اگر ماشینی نبود، آسمون رو هم یه نگاهی بندازن شاید یه تیکه ماهواره بخوره تو سرشون، اگر چیزی نبود می تونن رد بشن.

http://www.gizmag.com/nasa-satellite-will-crash-back-to-earth-in-the-next-few-weeks/19827/